بسم الله الرحمن الرحيم

گلهای بهشتی

عسل محمد و تپل علی دوتا هدیه از خداوند


ماه رحمت الهی مبارک

بهترین هدیه زندگی ما در این ماهه تولد محمد امین اونم عید فطر 86


درباره این ماه مبارک بگم که ما از بچگی این ماه رو خیلی دوست داشتیم چون خاطرات زیادی ازش داریم ولی الان که سنمون بالاتر رفته فلسفه اونو هم فهمیدیم .

فهمیدیم که این ماه رحمت برای پاک کردن روح و جسم از بدیهاست

گرسنگی آن برای قناعت و به فکر فقرا بودن است

تشنگی آن به یاد عاشورا و تشنگی امام شهید و خاندان اوست

قرآن مجید در این ماه برای نجات بشریت فرستاده شد . شب قدر

شهادت حضرت علی : رستگاری امام اول ما در بهترین ماه و بهترین شب آن است


آسمان گوید: " ستارگان و شب های درخشنده در من اند. "
و زمین گوید:" متقیان و مطیعان اوامر پروردگار در من اند. "
آسمان گوید:" ناظرانی که با خشیت اند در من اند. "
و زمین گوید:" پیامبرانی که محبوبند در من اند. "
آسمان گوید:" باران که به زمین می بارد از من است. "
و زمین گوید:" اعمال صالح و صدقات که در آسمان می ماند از من است. "
آسمان گوید:" در من است که او بر عرش می نشیند. "

و زمین گوید:" در من است که او در محراب می نشیند. "
آسمان که آغازگر پیکار بود به زمین می گوید:" ما دو خواهریم. بیا دست از پیکار برداریم، چه کسانی که در ما هستند با هم برادر شده اند."


یکشنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸٩  توسط مامانی محمد و تپلعلی  |  پيام هاي ديگران ()

 

عید مبعث مبارک 89/4/17 عسلعلی تولدت مبارک

 

چون تولد تو مصادف شده بود با مبعث پیامبر گرامی این تولد خودمونی بود که محدثه اینا اطلاع نداشتند و عید مبعث رو اومده بودند کرج ما هم یه جشن کوچولو گرفتیم تا یادگاری چندتا عکس خوشکل از محدثه و مریم تپلی داشته باشیم .

  عسلعلی تولدت با تولد محمد امین ٣ ماه فاصله داره . فدات بشم یه تولد اساسی با تولد محمد امین باهم براتون میگیرم تا فامیل و دوستان دو بار به زحمت نیفتن

جمعه ۱۸ تیر ۱۳۸٩  توسط مامانی محمد و تپلعلی  |  پيام هاي ديگران ()

 

شیرین زبونی جدید محمد امین

مسارفت = مسافرت

موتی تامتین = مولتی ویتامین

خندهقهقههخندهقهقههخندهقهقههخندهقهقههخندهقهقههخندهقهقههخندهقهقههخندهقهقهه

آتر = آرد

پدایه شو = پیاده شو

خندهقهقههخندهقهقههخندهقهقههخندهقهقههخندهقهقههخندهقهقههخندهقهقههخندهقهقهه

اسلوتاخان = اسدواله خان

خندهقهقههخندهقهقههخندهقهقههخندهقهقههخندهقهقههخندهقهقههخندهقهقههخندهقهقهه

علی کوچولو که کاملاً راه افتاده و بعضی کلمه ها و انتهای شعر یا پر بازی  کلاغ پر رو میگه با شرینی تمام خودش هم میخنده

 

یه جمله به دوتا گلم

گلهای من  عسل محمد و تپعلی‌

شیرین زبونیاتون ، معصومیت نگاهتون ، عطر سرو موهاتون ، مامان مامان و بابا بابا گفتناتون ، باهم بازی و شادیاتون

همه درمان سه سال خستگی و بیخوابی و رنجهای ماست . دوستون داریم واز خدا برای همه بچه‌ها سلامتی و سربلندی و شادی میخوایم

 

 

پنجشنبه ۱٠ تیر ۱۳۸٩  توسط مامانی محمد و تپلعلی  |  پيام هاي ديگران ()

 

تولد علی نزدیکه آپ مطلب داغ و عکس توپ

اینهم آقا پلیسه  به قول محمد امین

کمتر پلیسی هست اطراف ما که با محمد امین احوال پرسی نکرده باشه . محمد هم شعر آقا پلیسه بیداره رو واسه همشون میخونه

جمعه ٤ تیر ۱۳۸٩  توسط مامانی محمد و تپلعلی  |  پيام هاي ديگران ()

 

میلاد حضرت علی (ع) مبارکباد

اگه به قمری حساب کنیم تقریبا پارسال عسلعلی ما تو اینروزها به دنیا اومد و اسم خودوشو با میلاد امام علی (ع)  آورد.

*******************************************************

به این مناسبت :

آیت الله العظمی مرعشی نجفی و همای رحمت شهریار

آیت الله العظمی مرعشی نجفی بارها می فرمودند شبی توسلی پیدا کردم تا یکی از اولیای خدا را در خواب ببینم . آن شب در عالم خواب , دیدم که در زاویه مسجد کوفه نشسته ام و وجود مبارک مولا امیرالمومنین (علیه السلام) با جمعی حضور دارند .
حضرت فرمودند : شاعران اهل بیت را بیاورید . دیدم چند تن از شاعران عرب را آوردند . فرمودند : شاعران فارسی زبان را نیز بیاورید . آن گاه محتشم و جند تن از شاعران فارسی زبان آمدند .
فرمودند : شهریار ما کجاست ؟ شهریار آمد . حضرت خطاب به شهریار فرمودند : شعرت را بخوان ! شهریار این شعر را خواند :

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را

که به ماسوا فکندی همه سایه‌ی هما را

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین

به علی شناختم به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند

چو علی گرفته باشد سر چشمه‌ی بقا را

. . .

«همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی

به پیام آشنائی بنوازد و آشنا را»

ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب

غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا

آیت الله العظمی مرعشی نجفی فرمودند : وقتی شعر شهریار تمام شد از خواب بیدار شدم چون من شهریار را ندیده بودم , فردای آن روز پرسیدم که شهریار شاعر کیست ؟
گفتند : شاعری است که در تبریز زندگی می کند . گفتم از جانب من او را دعوت کنید که به قم نزد من بیاید . چند روز بعد شهریار آمد . دیدم همان کسی است که من او را در خواب در حضور حضرت امیر (علیه السلام) دیده ام. از او پرسیدم : این شعر «علی ای همای رحمت» را کی ساخته ای ؟ شهریار با حالت تعجب از من سوال کرد که شما از کجا خبر دارید که من این شعر را ساخته ام ؟ چون من نه این شعر را به کسی داده ام و نه درباره آن با کسی صحبت کرده ام .
مرحوم آیت الله العضمی مرعشی نجفی به شهریار می فرمایند : چند شب قبل من خواب دیدم که در مسجد کوفه هستم و حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) تشریف دارند . حضرت , شاعران اهل بیت را احضار فرمودند : ابتدا شاعران عرب آمدند . سپس فرمودند : شاعران فارسی زبان را بگویید بیایند . آنها نیز آمدند . بعد فرمودند شهریار ما کجاست ؟ شهریار را بیاورید ! و شما هم آمدید . آن گاه حضرت فرمودند : شهریار شعرت را بخوان ! و شما شعری که مطلع آن را به یاد دارم خواندید . شهریار فوق العاده منقلب می شود و می گوید : من فلان شب این شعر را ساخته ام و همان طور که قبلا عرض کردم . تا کنون کسی را در جریان سرودن این شعر قرار نداده ام .
آیت الله مرعشی نجفی فرمودند : وقتی شهریار تاریخ و ساعت سرودن شعر را گفت , معلوم شد مقارن ساعتی که شهریار آخرین مصرع شعر خود را تمام کرده , من آن خواب را دیده ام .
ایشان چندین بار به دنبال نقل این خواب فرمودند : یقینا در سرودن این غزل , به شهریار الهام شده که توانسته است چنین غزلی به این مضامین عالی بسراید . البته خودش هم از فرزندان فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است و خوشا به حال شهریار که مورد توجه و عنایت جدش قرار گرفته است .

پنجشنبه ۳ تیر ۱۳۸٩  توسط مامانی محمد و تپلعلی  |  پيام هاي ديگران ()

 

تپلعلی 9 ماهگی مبارک - عسل محمد 2.5 سالگی مبارک

سلام . . .

شیرین زبونی جدید محمدامین :

مسکاف = مسواک       

سبهان  = سوهان (شرینی سوهان قم )

جدیداً موقعیکه دراز می‌کشه  میگه :

ببشید شرمنده من دراز کشیدم

 

سه‌شنبه ۱٧ فروردین ۱۳۸٩  توسط مامانی محمد و تپلعلی  |  پيام هاي ديگران ()

 

سال نو مبارک

این شعر خاطره واقعی بابایی و مامانیه که فرهاد اونو عالی خوند ( روحش شاد )

بوی عیدی بوی توپ بوی کاغذ رنگی

 بوی تند ماهی دودی وسط سفره ی نو

بوی یاس جانماز ترمه ی مادربزرگ

شادی شکستن قلک پول

وحشت کم شدن سکه عیدی از شمردن زیاد

 بوی اسکناس تا نخورده ی لای کتاب

 فکر قاشق زدن یک دختر چادر سیاه

شوق یک خیز بلند از روی بته های نور

 برق کفش جفت شده تو گتجه ها

عشق یک ستاره ساختن با دلک

ترس ناتموم گذاشتن جریمه های عید مدرسه

بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب

 بوی باغچه بوی حوض عطر خوب نذری

 شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن

 توی جوی لاجوردی هوس یه آب تنی

 با اینا زمستون رو سر میکنم با اینا خستگیم رو در میکنم .

*********************************************************************

بابایی ببین استاد شهریار چقدر قشنگ اون روزها با شاهکار شعریش آورده جلو چشم ما   ( روحش شاد )

بایرامیدى ، گئجه قوشى اوخوردى                 
آداخلى قیز ، بیگ جوْرابى توْخوردى
هرکس شالین بیر باجادان سوْخوردى
آى نه گؤزل قایدادى شال ساللاماق !
بیگ شالینا بایراملیغین باغلاماق !

شال ایسته دیم منده ائوده آغلادیم
بیر شال آلیب ، تئز بئلیمه باغلادیم
غلام گیله قاشدیم ، شالى ساللادیم
فاطمه خالا منه جوراب باغلادى
خان ننه مى یادا سالیب ، آغلادى

شنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸۸  توسط مامانی محمد و تپلعلی  |  پيام هاي ديگران ()

 

تپلعلی 8 ماهگی مبارک

        وزن : ٩ کیلوگرم                        قد : ٧٣ سانت  

 

خصوصیات جدید علی بالام :

به راحتی میشینی  / کم کم  چهار دست‌و‌پا می‌ری  / دس دسی زدنت خیلی شیرینه  / سرسری کردنت برای لحظه‌های که خوشحالی یا برا تشکر استفاده میکنی یا وقتی که مامانی شعر سرسری کنه پول هگیره بشه بازار به هگیره . . .

از نظر خورد و خوراک کم مونده ماهارو هم بخوری

******************************************************

محمد امین هم  که همین روزها دو سال و پنج ماهگی تموم میشه، عاقلتر و با محبتر شده طوری که مامانی بهش میگه محبت امین

اینهم محمد امین درحال نماز  اول وقت

************************************************************

اینهم یه عکس از مراسم علی چلونی توسط بابایی  ماچبغلماچبغل


  

دوشنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸۸  توسط مامانی محمد و تپلعلی  |  پيام هاي ديگران ()

 

میلاد مبارک

الا، ای «آمنه» ای مادر پیغمبر خاتم!

سرایت خانه‌ی توحید ما باد و مشید باد

سعادت همره جان تو و جان «محمد» باد

بدو بخشیده‌ایم ای «آمنه» ای مادر تقوا!

صدای دلکش «داوود» و حب «دانیال» و عصمت «یحیا»

بفرزند تو بخشیدیم:

کردار «خلیل» و قول «اسماعیل» و حسن چهره‌ی «یوسف»

شکیب «موسی عمران» و زهد و عفت «عیسا»

بدو دادیم: خلق «آدم» و نیروی «نوح» و طاعت «یونس»

وقار و صولت «الیاس» و صبر بی حد «ایوب»

بود فرزند تو یکتا -

بود دلبند تو محبوب -

سراسر پاک -

سراپا خوب.

* شعر: طلوع محمد (مجموعه شعر) / مهدی سهیلی

پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۸  توسط مامانی محمد و تپلعلی  |  پيام هاي ديگران ()

 

خاطرات

این قصه به زبان شیرین آذری (زبان پدری ) از سالیان دور جهت شناخت دست و انگشتان و بازی با آنها به بچه‌ها گفته می‌شده و محمد امین از ١۶ ماهگی انو حفظ شد .

 

 

- بی‌را بیر خرمنده بیردان بیر دوشان گاشده بی تودّه بی دوغراده بی‌دا یده جونی جونی سنه نه گالدی . . .

************************************************************************

 زیباترین لحظه‌های این روزها :

- زمانیکه صبح علی که ازخواب بلند میشه میره سراغ محمد امین و باهم یکساعت رو تحت با هم بازی میکنند و میخندند و چه ذوقی میکنه علی .

- عسل محمد رو روک داداشی رو هُل میده و دور خونه میچرخند

- قایم باشک بازی یا به قول محمد امین ( قا بشم ) که علی سینه خیز باتلاش زیاد دنبال داداشی میگرده و وقتی پیدا میکنه کلی شاد میشه 

- محمد امین هرچی میخواد بخوره میاره به داداشش تعارف میکنه

- وقتی تپلعلی خواب پاشه و گریه کنه عسل محمد میاد میگه جان جان نازی نازی و کلی دلداری میده تا داداشی بخنده

- وقتی شب میخواند بخوابند تو تاریکی از سر و کول هم بالا میرند و میخندند

- زمانیکه به مهمونی بریم اگر کسی به علی نزدیک بشه محمد امین زودتر میاد و شروع میکنه به بوسیدن سر علی یعنی این داداش منه

جمعه ۳٠ بهمن ۱۳۸۸  توسط مامانی محمد و تپلعلی  |  پيام هاي ديگران ()

 

یک ماه دیگه به عمر ماه تپل ما اضافه شد

تپلتر شدی و قد و دور سرت  هم  نرمال هستش خدارو شکر . راستی محمد امین هم هر ٣ ماه یکبار با تو می‌بریم قد وزن یا به قول محمد امین قد و بزن اونهم رشدش  نرماله والان دو سال و چهار ماهشه که کلی هم شیرین زبونه چند روز پیش آب ریخته زمین به مامانش میگه ( مامان مامان آب خیدم زمین  ) یا میخواد بگه لقمه بده میگه (قولمه بده ) خنده عسل محمد یه مقدار هم عاقلتر شده چون بابایی کمتر میتونه بهش کلک بزنه . بابایی میگه همه اینا ازسختهایی که مامانی برای شما میکشه که سختر ازهمه از پوشک گرفتن محمدامین خیلی سخته گریهمتفکر حتی از بی‌خوابیهایی که قبلاً کشیدیم سختره .

تو این ماه علی, محمد امینو بهتر شناخته و شبها تا چراغها رو خاموش میکنیم از سرو کول هم بالا میرن و کلی می‌خندن و ما هم با همه بی‌خوابی کلی شاد می‌شیم. خدمت تپلعلی بگم که خدا حاجت تور داد چون تو این ماه چند قلم غذا و آبمیوه  به لیست خوراکیهات اضافه شد که دیگه سر سفره به همه چی حمله نکنی خوشمزهتپلعلی.

داستان باقالی قاتوق محمد امین

چندروز پیش محمد امین میخواست تو پاک کردن لوبیا باقالی قاتوق به مامانش کمک کنه که چشمتون روز بد نبینه. بعد 5 ساعت که یخ لوبیاهاباز میشه و 1 ساعت هم پاک‌کردنش که محمد امین موقع پاک کردن هی میگفت پاک کنیم بپزه بخوریم. بعدش که پاک کردن تموم میشه  مامانی بلند میشه پوست لوبیاهارو بریزه سطل آشغال و می‌ریزه برمی‌گرده میبینه محمد امین نیست  که نگو محمدامین هم از اونور لوبیاهای پاک شده ‌رو با ظرفش می‌ریزه سطل آشغالگریه بعدش هی میگه خیدم بپزه یعنی ریختم بپزه قلب     خنده

 

شنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸۸  توسط مامانی محمد و تپلعلی  |  پيام هاي ديگران ()

 

فوائد بازی برای کودکان

1. بازی تمرین یک نوع استقلال اراده است.                           

2. بازی زنده کننده ی نیروی خلاقیت و اراده است.

3. بازی فرصتی است که کودک احساسات خود را تخلیه کند.

4.در ضمن بازی کودک اجتماعی می شود و نوع روابط اجتماعی را می آموزد.

5. کودک در حال بازی کردن می تواند خیلی چیزها را بیاموزد مانند نام اسباب بازیها، رنگها و...

6. با برخی از بازی های کودکان تخلیه ی انرژی می شوند.

7. در بزگسالی از خود رفتار کودکانه کمتر بروز می دهد.

9. در ضمن بازی شخصیت کودک شکل می گیرد.                                       

10 . در جریان بازی خوب و بد را می آموزد.

شنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸۸  توسط مامانی محمد و تپلعلی  |  پيام هاي ديگران ()

 

تبریک سالگرد عقد به بابایی و مامانی 24 دیماه 83

با آمدن تو بهترین و زیبا ترین لحظات وارد کلبه خوشبختیمان شد

تو را از خدایی خواستم که به رحمت بی کرانش ایمان دارم پس برایم بمان

و بدان که تا بی نهایت عاشقانه دوستت دارم سالگرد عقدمونرو بهت تبریک میگم

درسته که 5 سال به سرعت نور گذشت ولی :

قشنگ ترین صدای زندگی تپش قلب توست

با شکوه ترین روز دنیا تولد توست پس برای

من بمان و بدان که عاشقانه دوستت دارم 

یادش بخیر بابایی 3 ماه بود که از خدمت سربازیش میگذشت و مامانی هم ترم آخر دانشگاهش بود بابایی منتظر تعطیلات بود تا بره تهرانپارس و بعدش بامامانی برگردند باغستان  

یکشنبه ٢٧ دی ۱۳۸۸  توسط مامانی محمد و تپلعلی  |  پيام هاي ديگران ()

 

خاطرات

بستری شدن محمد امین آذرماه ٨٧ تلخترین خاطره عمر ماست .

محمدم به حق اسمت هیچ بچه‌ای رو تخت بیمارستان نباشه

محمد امین بعد از ۴ روز تب متوالی با تشخیص دکتر تاجمیر در بیمارستان البرز بستری شد و بعد از یک هفته آزمایشات سخت نوع بیماری  ( کاوازاکی ) تشخیص داده شد و با تزریق ۵ تا I.V.I.G  خوبه خوب شد.

خدا از دکتر فغانی و دکتر تاجمیر راضی باشه و ما از همین جا از اونا ممنونیم.

بیشترین سختی و ناراحتی رو مامانی کشید که جلوی چشمش دست و پای عسل محمدو برای آزمایش سوراخ سوراخ می‌کردند . تب بچه میرفت روی ۴٠ و مامانی باید نصف شب بهش استامینوفن می‌داد یا پاشویه می‌کرد . و از طرفی تازه متوجه شده بودیم که تپلعی تو راهه

محمد امین ده روز بستری شد و بابایی روزی ٣ بار می‌اومد بیمارستان و بر‌می‌گشت

چهارشنبه ٢۳ دی ۱۳۸۸  توسط مامانی محمد و تپلعلی  |  پيام هاي ديگران ()

 

هفت ماهگی تپلعلی

تپلعلی   ماهگیت مبارک

وزن : 8.٨٠٠  هشت کیلو هشتصد

قـــد: 70 سانتی متر 

شروع کردی به سینه خیز رفتن / جلب توجه کردن با انواع صدا و آواز/ دوستی و وابستگی بیشتر به محمد امین / تپلتر و شرینتر و یِمَلیتر / فرنی میزنی تو رگ مثل هلو /

 

 

جمعه ۱۸ دی ۱۳۸۸  توسط مامانی محمد و تپلعلی  |  پيام هاي ديگران ()

 

یا حضرت علی اصغر علیه‌سلام

تازمانی که بچه نداشتیم روضه حضرت علی اصغر تاثیری رو ما نداشت اما از زمانی که بچه‌دار شدیم اسم اون بچه معصوم قلبمونو درد میاره که چطور یه بچه تشنه توبغل پدرش و جلوی چشم مادرش بال بال میزده

 

شنبه ٢۸ آذر ۱۳۸۸  توسط مامانی محمد و تپلعلی  |  پيام هاي ديگران ()

 

تپلعلی 6 ماهگیت مبــــــــــــــــــــارک

یملی بالام

قد : ٧٠  سانتی متر    لبخند

وزن :  ٨.٣٠٠  هشت کیلو سیصد گرم    لبخند

بزرگتر شدی / شلوغتر شدی / شرینتر شدی / تپلتر شدی  / شکموتر شدی  / به محمد امین وابسته شدی   

 

شنبه ٢۱ آذر ۱۳۸۸  توسط مامانی محمد و تپلعلی  |  پيام هاي ديگران ()

 

عسل ممد و تپلعلی با بستگان

این زهرا پپل دختر عمه ماست. که خیلی بچه ناز و دوست داشتنی هستش. بابا و مامان باحالی هم داره . تــــــــــــــــــــــــــــــوپ

پپل دایی چطوره

 

 اینهم حاج مجتبی که تابستون مکه رفته و حاجی شده پسر عمه زهرا و حاج مجید مهربون

 

 اینهم محمد حسین پسردایی حسن مهربون و داداش فاطمه خانم - پسر دای دای خنده

 

اینهم محمد صدار پسر عمه سمیه و محمدآقا عزیز مه از مشهد دچرخه خریده و شبها با دوچرخش میخوابه بای بای

چهارشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۸  توسط مامانی محمد و تپلعلی  |  پيام هاي ديگران ()

 

خصوصیات علی - تپلعلی

به قول مامان بزرگ  جون  یمَلی بالام

 

بله این تپلعلی ما وقتی به دنیا اومد یه دندون سنجابی باخودش داشت که دکترا گفتن از هر دو هزار بچه یکی با دندون میاد.

بابا: اره تپلعلی تااومد یعنی از الان آماده خوردن هستم

دوم علی عاشق محمد امین نمیدونین وقتی محمد امین جلوش بازی میکنه بچه از خنده غش میکنه .محمدامین هم بچه فهمیده است میاد داداشی ناز میکنه بوس میکنه و . . .

قهقهه       قهقهه            قهقهه  

یکشنبه ۱٥ آذر ۱۳۸۸  توسط مامانی محمد و تپلعلی  |  پيام هاي ديگران ()

 

برنامه های مورد علاقه محمد امین

١- آقاجون سلیمون         خنده خنده خنده          یا داریلا

محمد امین تو ١ سالگی به بعد به این برنامه وابستگی شدیدداشت .شاید به خاطر موزیکال بودن این برنامه بو د که با صدای مرتضی احمدی و ریتم تنپک شاد  میخوند:

این آقا جون سلیمون هفت هشتا بچه داره

توباغچه کوچولوش سیر وتربچه داره

توی جیباش همیشه نقل و کولوچه داره

ده بیستا نوه داره یه عالمه نتیجه

از قنبر و آزیتا تا نعمت منیژه

لای لالالالای لای لایلالالای لای لالالالای لای لایلالالای

و . . .

٢- عمو پورنگ و امیر محمد

٣- چارلی و لولا

۴- رنگین کمان

۵- خاله شادونه و شکرپنیر

۶- پنگول

٧- عمو مهربان و شکرپنیر

 

یکشنبه ۱٥ آذر ۱۳۸۸  توسط مامانی محمد و تپلعلی  |  پيام هاي ديگران ()

 

گالری عکس

محمد امین و ثم طلا        

*******************************************************************

عید غدیر برهمگان مبارک

 *******************************************************************************************

 

                                                                     

  

شنبه ۱٤ آذر ۱۳۸۸  توسط مامانی محمد و تپلعلی  |  پيام هاي ديگران ()

 

علی بالام در چهار ماهگی

تپلعلی

قد و وزن علی در چهارماهگی                

وزن : ٧.٣٠٠  هفت کیلو و سیصدگرم             

 قد : ۶٠سانتیمتر

پنجشنبه ۱٢ آذر ۱۳۸۸  توسط مامانی محمد و تپلعلی  |  پيام هاي ديگران ()

 

دیلمان

دیلمان

بابایی رو آسمون دیلمان چه کیفی کردیم

دوشنبه ٩ آذر ۱۳۸۸  توسط مامانی محمد و تپلعلی  |  پيام هاي ديگران ()

 

محمد حسین جون گل عمو جمال

این آقامحمد حسین پسر عموجمال یکی از دوستهای خوب بابایی که مامان و بابای خیلی مهربونی داره

جمعه ٦ آذر ۱۳۸۸  توسط مامانی محمد و تپلعلی  |  پيام هاي ديگران ()

 

محمد امین و ماشین لباسشویی

بله و اما داستان ماشین لباسشویی  خوشمزه خوشمزه خوشمزه

محمد امین ما بعد از پدر و مادر و داش علی لباسشویی بیشتر از همه آفریده های خداوند دوست داره و به نوعی لباسشویی براش شهر فرنگه . قهقهه

میره یک ساعت میشینه جلوی اون و میگه میچره یعنی میچرخه  وکلی ذوق میکنه

قهقهه

جمعه ٦ آذر ۱۳۸۸  توسط مامانی محمد و تپلعلی  |  پيام هاي ديگران ()

 

بنام آفریننده گلهای بهشتی

خداوندا به آنکه نعمت فرزند ندارد فرزند عنایت بفرما و آنکه دارد صالح و سالم نگه دار

 محمد امین و علیبای بای

چهارشنبه ٤ آذر ۱۳۸۸  توسط مامانی محمد و تپلعلی  |  پيام هاي ديگران ()

 

شیرین زبونیهای محمد امین

آبمیوه  =  آبوانه  /  دلستر = دس س    /  میچرخه = می چره   / اخبار = اباخ /   بیسکویت = بیگو بیگو    /  ببخشید =  ببشش  /   موزیک یا آهنگ =  داریلا   /  عمو مهربان = ممران   /   کلاه =  الاخ   /   باباجون =  باباجی   /   خسته نباشی = خنباشی  /   خداحافظ = خباسز  /  تخم مرغ =  تومخور  /   پرتغال = پورتول آغا   /  هو سری = روسری  /  مواظب باش = ماسه باش  /  باشه = باشدددد  / دستمال یا دستمال کاغذی = تمیزی  / ماشین لباسشویی  = ماشین بالی  / دایی = دای دای  /  قولمه = لقمه  /  خیده اینجا = ریخته اینجا  /

                                                                         

خنده  خنده  خنده

              

 

چهارشنبه ٤ آذر ۱۳۸۸  توسط پرشین بلاگ  |  پيام هاي ديگران ()

 

 



محمد امین 86/7/21 مصادف با عید فطر ساعت 11:30 بیمارستان البرز کرج بدنیا آمد. بایرام باباجی علی کوچولو هم 88/4/17 مقارن با میلاد حضرت علی (ع) ساعت 9 بیمارستان باهنر کرج بدنیا اومد

 

 

ماه رحمت الهی مبارک
عید مبعث مبارک 89/4/17 عسلعلی تولدت مبارک
شیرین زبونی جدید محمد امین
تولد علی نزدیکه آپ مطلب داغ و عکس توپ
میلاد حضرت علی (ع) مبارکباد
تپلعلی 9 ماهگی مبارک - عسل محمد 2.5 سالگی مبارک
سال نو مبارک
تپلعلی 8 ماهگی مبارک
میلاد مبارک
خاطرات

 

امرداد ۸٩
تیر ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸

 

مامانی محمد و تپلعلی

 

محمد حسین جون ثمره عشق
محمد مهدی جان ماه کوچک
بعد از شهدا ما چه کردیم ؟
آقا اميرعباس خوشكل
عمو پورنگ
موسیقی اصیل روح نواز